بهار مي آيد،نو ميشوم
اين چند ماه به انواع و اقسام دعواها گذشت. همه جور تهمتي رو شنيدم همه جور توهيني رو تحمل كردم از طرف دوتا خواهراي همسر و واكنشم چي بود؟؟ چند تا جمله دست و پا شكسته و سكوت 💔و يه قلب كاملا شكسته. ضعيف شدم با ضربان قلب نزديك به ١٢٠ لحظه هاي عذاب اوري وتجربه كردم نزديك به مردن. و با تمام مثبت انديشي به خدا گلايه كردم كه اين حال كي تمام ميشود پس؟؟؟؟
انگار برگشتم به ٧ سال پيش و همون ازار و اذيت ها 😔
اما امسال خيلي كارهاي مهم و مثبتي انجام دادم ،تعمير و بازسازي و عين دسته گل كردن خانه پدري،ساختن باغچه كوچولومون كه معلوم نيست تا چه زمان نگهش داريم ،مواجهه بسيار مهم و سختم اما با رانندگي بود كه تا حد زيادي حلش كردم و الان ارام ارام رانندگي ميكنم و روز به روز بهتر ميشم انشالله. كارهاي نظافتي عيد خيليييي طولاني شد امسال و الان جايي نمونده كه شسته و تميز نشده باشه. كمدها و كابينت ها رو خودم انجام دادم و يه اقايي اومد و ديوار و شيشه و همه جا رو شست و فرشها رو نو كرديم و خلاصه خونه نونوار شد.
حرفي نمونده اما دعا كنيد برام. دعا كنيد همه انقد ارامش داشته باشن كه بي ازارهايي مثل من رو اينجوري نچزونن. سال جديد سال خوبيه. پر از عشق و تفريح و آشتي