از همه گر رها شوم از تو جدا نميشوم
روزي چند بار ميگيم خداروشكر؟يا ميگيم واي يا خدا ؟اي خدا؟ چقد با خدا حرف ميزنيم؟من كه مرتب در حال صحبت باهاشم همش باهم در ارتباطيم. وقتي عصبي ميشم شبيه مادرم ميشه انگار شونه هام و ماساژ ميده و ميگه باشه بابا اينهمه حرص خوردن برا چيه؟ حالا يه كاريش ميكنيم بسه ديگه. يا وقتي ميخندم اونم قهقهه ميزنه. امروز دخترك خونه نيست و با باباش رفته سركار. منم بعد از اينكه راهيشون كردم باقالي پلو با ماهيچه رو گذاشتم اروم اروم اماده بشه و اومدم دراز كشيدم از تنهايي لذت ميبرم. خيلي برام عجيب بود وقتي اومدم پاكت مولتي ويتامين دخترك و صاف گذاشتم توو قفسه يهو گفتم خداياااا شكرت براي زندگي كه دارم خدايا شكرت كه اونهمههههه روز و شباي وحشتناك و گذروندم خدايا شكرت و اين خداروشكر با همه شون فرق داشت. معنيش برام متفاوت بود. خدايا كمكم كن اين شكرها كه همراه حس عاليه بعدشه ،زياد به زبون و دلم بياد.
ديروز خيلي سرم شلوغ بود از صبح كه بيدار شدم شروع كردم به سابيدن خونه و حسابييي تميزش كردم كارام تا پنج عصر طول كشيد و واقعا خونه نياز داشت به يه رفرش اساسي همه جا برق افتاد و خودم هم دوش گرفتم و خستگي از تنم در رفت.
ارديبهشته و حال خوشش🌺
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت 10:54 توسط ماهی
|