خبرای خوب شنیدم؛ عسل توو امتحان زیان مهمی بعد از بارها امتحان دادن قبول شد همون روز ایمیل مهمی از دانشگاهی که براش مدارک فرستاده به دستش رسید همسر تصمیم داره زمینی که توو شمال داریم و بسازه اینا همش منو خوشحال کرد 

امروز اما سکوت داشتم یه جور بی حوصلگی و خستگی نمیدونم چمه اصلا،بی حوصله ام و مفید نیستم