چه سال بدی بود جدا🤦🏻‍♀️اصلا از اولش بد شروع شد کلی آدم از بین رفت کلی مشکلات داشتیم هرچی که خواستیم نشد پر از خفقان بود خلاصه که اخراش هم داره با مریضی های سخت من میگذره.یه دوره ۴۵ روزه مریض بودم و الان ۱۰ روزه که دوباره مریض شدم از درد شدید گلو و گوش و استخون و همه اعضای بدنم بگیر تا معده درد به خاطر انتی بیوتیک ها و مسکنا.گلوم کاملا چسبیده بود بهم چند بار سرم زدم که توو اولین سرم دارویی که تزریق شد بهم شک انافلیک داد و یه لحظه همه دنیا تیره و تار شد و جون از تنم رفت و چون سرم از دستم دراومد نرفتم کما.همه دستام کبوده حالی ندارم دخترکم دوست نداره بره مدرسه و گریه هاش اتیش به جونم میزنه.نمیدونم چرا اینطور بی میل شده اما داره از تراپیست کمک میگیره نمیخوام دلهره و اضطراب روزگارش و سیاه کنه همونطور که روزگار من رو سیاه کرد عسل هم مشکلات خودش رو داره و کلا نا آرومم.کاش یه لحظه فقط میرفتم جایی که هیچ نگرانی نبود. فقط یه لحظه